خرداد زجر آور
از یکی از شلوغ ترین روزهایم مینویسم ،
روزی که با وجود دو آزمون زجر آور هنوز زنده ام ! روزی که با وجود تمام راه اشتباه رفتن هایش برایم شیرین بود و روزی که قرار است با سفر کوتاه خانوادگی و البته که به اجبار به پایان برسد .
از آزمون ها که بگذریم خیال راحت بعدش ، بحث با رفیقم راجب رمانی که سال پیش خواندیم و پیاده روی ، زیاد امروز را دوست داشتم و بنظرم لیاقت ثبت شدت را داشت !
یکی از روز های خرداد زجر آور
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد ۱۴۰۳ ساعت 19:7 توسط دختری به دور از همه
|