یلدا
سال پیش همین موقع نوشتم که نگران آینده ام ؛ نگرانی ام به جا بود بگذریم
حدود یکسال گذشت از اولین نوشته ی این دختر خاطرات مجازی ، خندیدم ، گریه کردن و فکر کردم و نوشتم تا این یلدا هم بگذره
عمرم داره میگذره و میترسم از این که کتاب زندگیم انقدر غمگین و تهی باشه ، خداروشکر برای زندگی ، زنده موندن و داشتن خانوادهام و دوستام کنارم
یه حسی بهم میگه سال بعد یلدا خوشحالم بر خلاف امسال پس امید دارم به آزادی و برآورده شدن تک آرزوم
یلدا از بین تمام شب های سال خاصه چون ۱ دقیقه طولانی تره پس امیدوارم شادی هات اندازه یلدا بلند و غم هات اندازه تشریفاتش بی تاثیر باشه
به امید فردای روشن و شاد و زندگی کردن!