منطق مادرم
منطق مامانم : اون بده تو خوب باش بهش خوبی رو یاد بده !
خب مامان عزیزم اون زمونه تموم شده ، تو از من میخوای برم پیش کسی که منو شسته و پهن کرده و با لبخند باهاش همکاری کنم . خب من همچین آدمی نیستم
من جایی نمیرم که بهش بی احترامی شده ، جایی نمیرم که برای رفتن به اون مکان هیچ دلیلی ندارم هیچ انگیزه ای ندارم
برای چی ؟ برم که پشتم حرف بزنن ؟ برم که بهم تیکه بندازن یا لبخند بزنم و بریزم تو خودم یا دعوا راه بندازم ؟
واقعا چرا ؟
وقتی دونه دونه این حرفارو بهت میزم فقط رو برمیگردونی و خودتم هیچ دلیل موجهی نداری . پس چرا؟
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر ۱۴۰۲ ساعت 15:56 توسط دختری به دور از همه
|