سکوت و سکوت و سکوت
در برابر بیمهری آدمها هیچ نمیگویم. سکوت و سکوت و سکوت. انگار که لال شده باشم؛ شاید هم کور و کر.دیگر نه انرژی توضیح دادن دارم و نه حتی حوصله اش را،میدانی؟ دیر دریافتم که مسئول طرز فکر آدمها نیستم. بگذار هر که هرچه خواست بگوید!چه اهمیتی دارد؟ من در لاک خود راحت ترم،آن جا میشود آرام و بیدغدغه زندگی کرد.
-فروغفرخزاد
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر ۱۴۰۲ ساعت 23:51 توسط دختری به دور از همه
|