برای سحر
دوست و همسفر قشنگم راهش به بیمارستان کشیده شد . سحر عزیزم امیدوارم حالت خوب باشه و برگردی!
در توانم نیست که بتونم بیام بیمارستان ملاقاتت چون خودمو میشناسم و میدونم ضعیف تر از اونیم که تورو روی تخت بیمارستان ببینم و بخندم؛ اگه ذره ای اشک بریزم روحیه خراب میشه و اینو نمیخوام
با تمام وجودم دعا میکنم که حالت خوب بشه و مراسم عروسی آیدا رو بچینیم قشنگ من !
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان ۱۴۰۲ ساعت 20:36 توسط دختری به دور از همه
|