از من به ط
هزاران جور لیچار بارت کردم ط عزیزم.
کاری رو کردی که شاید منم تو موقعیت مشابه انجام میدادم، ولی تو اجازه نداشتی که انجامش بدی. تو مگه مثل من بیتربیت و احمق بودی؟! انتظار داشتم قدر یه سلام کوتاه بیرون از چهاردیواریت، و من چقدر خوشخیال بودم ط عزیزم.
خوشحالم که نیومدم؟! معلومه که نه. دلم میخواست میاومدم، حتی با این که قرار نبود هیچوقت ببینمت. دلم میخواست بعد این همه سال صدات رو بشنوم لااقل...
تو باعث شدی از خودم متنفر باشم. این رفتارا در شأن و شخصیت تو نبود عزیزم. تو به من رفتی؟ یا من از زندگی تو رفتم؟!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد ۱۴۰۵ ساعت 21:46 توسط دختری به دور از همه
|