مبینا امشب پیام داد بهم.
گفت و گفت و گفت از نهان. چیزایی که به چیزایی که راجبش حدس میزدم مهر تایید زد و از رازهایی پرده برداشت که کاش هیجوقت نمیفهمیدم. جالب اینکه که هیچی بهم نگفت!
مبینا به آدمی اشتباهی نهان رو سپرد. بهم شب بخیر گفت و امیدوار بود شبم بخیر بشه بعد تمام چیزهایی که گفت!؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر ۱۴۰۵ ساعت 0:54 توسط دختری به دور از همه
|