مالک هفته هایم
شنبه با تصمیم دوباره برای فراموش کردنت، آغاز میشود .
تمام یکشنبه را مصمم و مغرور ، به تو فکر نمیکنم.
دوشنبه ، از صدای پای خاطره ای دور ملتهب میشود.
صبح سه شنبه ، چشم هایم با یک عالمه دلگیری باز میشود.
چهارشنبه ، هیچ کدام از کارها ، خوب پیش نمی رود.
عصر پنج شنبه خالی و الکی خوش ، می گذرد
و غروب جمعه را، بغض نبودنت تکمیل می کند...
میدانم شب که از راه برسد ، شنبه را برای دوباره فراموش کردنت بهانه خواهم کرد ؛
و تمام من هیچ میدانی که مالک هفته هایم شده ای ؟
رمان هستی ام را نگیر
+ نوشته شده در جمعه دوم دی ۱۴۰۱ ساعت 14:1 توسط دختری به دور از همه
|