آرزو محال
آرزو دارم شب که شهر خاموشه ، شب که فقط نور ماه روشنای آسمونه بتونم بیرون از خونه باشم ؛ تنها تنها
بدون هر کسی حتی برای یه بار ، شاید اگه بشه زیر یه درخت بشینم و به ماه نگاه کنم ، ماهی که زیباییش شهره اس بین تک تک آدمای این کره خاکی
شاید اون شب بارونم بیاد ، اونقدری که کفشام خیس بشه و جورابام مرطوب بشه ؛
شایدم هوا سرد باشه و مجبور بشم خودمو محکم تو آغوش بگیرم ؛
شاید بشه هدفونمو بذارم تو گوشم و صداشو تا آخر زیاد کنم و به ماه نگاه کنم ؛
شاید به توعم فکر کنم ، به تو ، خاطراتمون ، حرفامون ، دیوونه بازیامون ؛
الان که فکر میکنم ای کاش توعم تو آرزو محالم باشی ، شونه به شونه ره بریم و به ماه نگاه کنیم ، آهنگ مورد علاقتم ( little me )میزاریم و گوش میدیم
یت مثل اون سری بپریم تو گودالای آب و تا زانومون خیس خیس بشه ؛
خوبه ؟
میشه توعم باشی ؟! بدون تو سخته
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 1:19 توسط دختری به دور از همه
|