اتمام روز برفی با تو
شاید تو کل امروزم جذاب ترین بخش برف بازی باشه. تو راه خونه کلی برف بازی کردیم و وقتی رسیدم به خونه خیس خیس بودم.
روی ماشینا یه کم برف نشسته بود و کاش تا صبح قطع نشه این بارش.
آخرین باری که برف بازی کردم غیر از امروز با تو بودم.اصلا انگار زندگیمو بهت وصل کرده باشم. یادته اون گلوله برفی رو که کوبوندی تو صورتم؟(چقدر اون موقع به فحش کشیدمت ، ولی الان تو حسرت همونم.)
نمیدونم چرا آخر هر متن و قصه و شعر و نوشته ام به تو ختم میشه. من حتی نمیدونم امروزتو با کی گذروندی! ولی تموم من، من امروز رو با رفیقم تو راه برگشت کلی برف بازی کردم (البته اون بدبخت پالتوش رو دستش گرفته بود بیشتر گلوله خورد ولی...)
شب برفیبرفیت بخیر
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۱ ساعت 23:3 توسط دختری به دور از همه
|